عصـــــــــــــــر حجـــــــــــر

:: عصـــــــــــــــر حجـــــــــــر

برگشت گفت : آخه این چیه سرت کردی مثل امل ها !!مثل این که باورت نشده قرن 21 و مثل مردم عصر حجر می گردی؟!

گفتم: واقعا؟! عصر حجر یعنی کی؟ 

گفت:چه می دونم 14 قرن پیش. 


گفتم:چه جالب 14 بیشتره یا16؟


گفت : چه سوالایی میکنی معلومه 16!
 


گفتم: پس 16 قرن پیش عصر حجر تره تا 14 قرن پیش 


گفت:معلومه
 


گفتم: پس شما با این حساب باید دمده تر باشید که مثل مردم 16 قرن پیش می گردید اونم چه زمانی موقعی که بهش می گفتن عصر جاهلیت دیگه از اسمش هم پیداست که خیلی دمده است...
 


دیگه پی اش رو نگرفت گذاشت رفت 


افحکم الجاهلیة یبغون ومن احسن من الله حکما لقوم یوقنون مائده 50
 
آیا حکم جاهلیت را می جویند و چه حکمی برای یقین آورندگان از حکم خدا بهتر است ؟
 
و لا تبرجن تبرج الجاهلیة احزاب 33
 
و به همسرانت بگو خود را چنان زنان جاهل نیارایند
 

منبع : و هنگامی که خدا لبخند میزندعصـــــــــــــــر حجـــــــــــر
برچسب ها : گفتم

کلاســـــــــ درســــــــ

:: کلاســـــــــ درســــــــ

اینجا کلاس درس ماست....


اینجا یک ترمــــــ بالاتر ک میروی مانتو و مغنعه اتـــ همــــــ بالا تر میرود....

اینجا یک ترم بالاتر ک میروی به قول معروف کلاست هم بالا تر میرود.....


اینجا یک ترمـــــــ بالاتر ک میروی روابط اجتماعی ات با اقایان هم بالاتر میرود...

اینجا یک ترم بالاتر ک میروی...


عجیب است ...

سر کلاس ما جای بالا رفتن شعور و حیا خالیست....


هر روز غیبت میخورد و سرانجامــــــ حذف میشود....

منبع : و هنگامی که خدا لبخند میزندکلاســـــــــ درســــــــ
برچسب ها : بالاتر ,میروی ,میرود ,میرود اینجا

برادرمـــــــــــــــــ

:: برادرمـــــــــــــــــ

برادرمــــــــــــ....

، من در این گرمای تابستان چادر سر میکنمــــــــ


، سخت است ولی تنها 3 ماه استــــــــ


 ، چادر آزادی حرکت و دستانم را می گیرد 


، سخت است ولی نه زیاد


، چادر سر کردن مسئولیت می آورد و انتظار ، ولی تمام اینها سخت تر از کار تو نیستـــــــــــــــ


 ، سخت تر از کار تو نیست که باید در تمام طول سال سر به زیر راه بروی 


و از میان شیاطین متحرک کوچه ها و خیابان ها، از میان بانوانی که نتوانسته اند خودنماییشان را کنترل کنند ، سالم رد شوی ،


از تو سخت تر نیست که همیشه باید مراقب خودت باشی وقتی می خواهی بیرون بروی یا فیلمی ببینی یا به اینترنت وصل شوی ، زیرا شیاطین برایت کمین کرده اند


. از تو سخت تر نیست که در این هجوم بی مهابای وسوسه های دلفریب و پلیدی های نا جوانمردانه باید پاک باقی بمانی.

.

.

.

و خداوند مرد را قوی آفرید زیرا وظیفه ات بسی سنگین تر است و اگر در این آزمون ها پیروز شدی ،مردی خدایی میشوی!

منبع : و هنگامی که خدا لبخند میزندبرادرمـــــــــــــــــ
برچسب ها :

خانومـــــــ ؟؟؟؟ شماره بدمـــــــ؟؟؟؟

:: خانومـــــــ ؟؟؟؟ شماره بدمـــــــ؟؟؟؟

خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟
 خانوم  و   .......؟!!!!!!!
 ...

 اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد .تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد.

روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند... دردش گفتنی نبود....!!!! رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شد و کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...

چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود رابه خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد...!انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد...
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!

منبع : و هنگامی که خدا لبخند میزندخانومـــــــ ؟؟؟؟ شماره بدمـــــــ؟؟؟؟
برچسب ها : انگار ,نبود ,دخترک ,کنار ضریح

ایـــــــــــــن چادر منـــــــــــ استــــــــــــ

:: ایـــــــــــــن چادر منـــــــــــ استــــــــــــ

چادر منــــ

نــــ  برای نشان دادن فقر در سریال های کشورمـــــ است...

نــــ  لباس متهمانــ دادگاه و زندان ها.....

.

.

چادر منــــــــ تاج بندگی منـــــــ است....

سند زهرایی بودنمـــــــ را امضا میکند....

.

.

طعنه ها دل سردت نکند بانو....

با افتخار در کوچه های شهر قدم بزن.....

منبع : و هنگامی که خدا لبخند میزندایـــــــــــــن چادر منـــــــــــ استــــــــــــ
برچسب ها : چادر